به گزارش میامی جوان خبرگزاری مهر، گروه استانها: دشمن تصور میکرد با شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی میتواند نظام اسلامی ایران را دگرگون و در نهایت سرنگون کند. او با تکیه بر توطئههای خارجی، حساب باز کردن روی عوامل داخلی در کشور و موجسواری بر افکار عمومی جهان، تلاش داشت در یک نبرد چندبعدی در حوزههای اقتصادی، رزمی، فرهنگی و دیگر عرصهها، نظام اسلامی را به ورطه نابودی بکشاند.
رهبر انقلاب اسلامی به شهادت رسید؛ آن هم در همان روز نخست نبرد. اما نتیجه آن چیزی نبود که دشمن میخواست. حتی به اذعان بسیاری از اندیشمندان خارجی، نتیجه این نبرد برخلاف آن چیزی شد که ترامپ، نتانیاهو و دیگر استکبارگران تصور میکردند. برکت خون رهبر شهید، نوعی همبستگی در کشور ایجاد کرد و مردم نیز از همان نخستین روز در میدان حاضر شدند تا نشان دهند جانفدای میهن هستند.
حضور مردم در صحنه
مردم ایران اسلامی نزدیک به ۱۷۰ شب است که با اقتدار و صلابت در صحنه حضور دارند و از همان لحظه نخست، خونخواهی رهبر شهید انقلاب را فریاد زدند و صدای خود را به جهانیان رساندند.
اما چرا توطئههای دشمن شکست خورد و چرا مردم ما خونخواه رهبر شهید انقلاب اسلامی هستند؟ چرا خونخواهی به مطالبه مردم تبدیل شده است؟ اینها پرسشهایی است که با حجتالاسلام علیرضا قنبری، مدیرکل تبلیغات اسلامی استان سمنان، در میان گذاشتیم و مشروح پاسخهای وی را در ادامه میخوانید.
از ابتدای این نبرد، دشمن به دنبال چه بود؟
دشمن وقتی یک رهبر را هدف قرار میدهد، فقط به دنبال حذف یک شخص نیست، بلکه میخواهد ارادهای را که پیرامون او شکل گرفته است، بشکند؛ از این رو خونخواهی رهبر شهید، هم مطالبه پاسخ به جنایت است و هم اجازه ندادن به تحقق هدفی که این جنایت برای آن صورت گرفته است.
آیه ۱۴۴ سوره آلعمران این موضوع را توضیح میدهد. یکی از تأملبرانگیزترین فرازهای این آیه آن است که قرآن پس از طرح احتمال رحلت یا شهادت پیامبر اکرم(ص)، بلافاصله درباره رفتار امت سخن میگوید: «أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَیٰ أَعْقَابِکُمْ»؛ یعنی مسئله فقط این نیست که بر سر رهبر چه آمده است، مسئله مهمتر این است که پس از او بر سر جامعه چه خواهد آمد.
این تغییر زاویه بسیار مهم است. قرآن توجه ما را از «فقدان رهبر» به «مسئولیت امت پس از فقدان رهبر» منتقل میکند. ممکن است دشمن بتواند شخصیتی را ترور کند، اما اینکه بتواند با این ترور یک ملت را نیز از مسیر خود بازگرداند، به رفتار آن ملت پس از شهادت بستگی دارد.
به همین دلیل، شهادت یک رهبر فقط یک حادثه تلخ نیست؛ بلکه لحظه آزمون یک امت است. در چنین لحظهای معلوم میشود آرمانها تا چه اندازه از شخص عبور کرده و به باور و اراده عمومی تبدیل شده است.
دشمن پس از شهادت رهبر شهید انقلاب متوجه شد برآوردهایش نتیجه نداده است؟ از سوی دیگر، مردم ما نیز خونخواه رهبر خود شدند؛ درست است؟
بله؛ در تحلیل ترورهای سیاسی نباید فقط به لحظه وقوع جنایت نگاه کرد. دشمن پس از ترور نیز منتظر نتیجه آن است؛ منتظر است ببیند آیا جامعه دچار ترس میشود؟ آیا اختلاف شکل میگیرد؟ آیا امید اجتماعی کاهش مییابد؟ آیا حرکت متوقف میشود و آیا مردمی که تا دیروز پشت سر رهبر خود ایستاده بودند، امروز در ادامه مسیر او دچار تردید میشوند؟
از این منظر، بخشی از مواجهه با دشمن دقیقاً پس از شهادت آغاز میشود. اگر جامعه بتواند فقدان رهبر را به انسجام بیشتر، آگاهی عمیقتر و اراده قویتر برای ادامه مسیر تبدیل کند، بخش مهمی از طراحی دشمن را شکست داده است.
این همان نقطهای است که مفهوم «خونخواهی» از یک احساس طبیعی و مقدس فراتر میرود و به یک مسئولیت اجتماعی و تاریخی تبدیل میشود.
نگاه شما به مسئله مهم خونخواهی چیست؟
اولاً نباید مفهوم خونخواهی را تقلیل داد. گاهی در تبیین این مفهوم، یکی از دو سوی ماجرا دیده میشود؛ یا خونخواهی صرفاً به یک اقدام انتقامی فروکاسته میشود یا آنقدر موسع تفسیر میشود که مسئله مجازات جنایتکاران در آن کمرنگ میشود؛ در حالی که منطق دینی هیچکدام از این دو تقلیل را نمیپذیرد.
قرآن درباره کسی که مظلومانه کشته شده است، میفرماید: «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»؛ خون مظلوم حق ایجاد میکند و جنایت نباید بدون پاسخ بماند. بنابراین مطالبه مجازات آمران و عاملان جنایت، جزء حقیقی خونخواهی است.
اما خونخواهی در همین نقطه تمام نمیشود. باید پرسید دشمن چرا این خون را ریخت؟ اگر برای شکستن یک جبهه، متوقف کردن یک حرکت و تغییر محاسبات یک ملت دست به جنایت زده است، پاسخ کامل آن است که هم جنایت او بیپاسخ نماند و هم هیچیک از اهدافی که برای آن مرتکب جنایت شده، محقق نشود.
نگاه مردم به این ماجرا چیست؟
بگذارید با مثال بگوییم. واقعه عاشورا نماد بارز این موضوع است. ما در فرهنگ شیعه یک تجربه عظیم تاریخی از این منطق داریم. دستگاه اموی تصور میکرد با شهادت امام حسین(ع)، مسئله پایان یافته است؛ در حالی که آنچه در کربلا قرار بود پایان یک حرکت باشد، به آغاز یک جریان تاریخی تبدیل شد.
هنر حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) این بود که اجازه ندادند دشمن، علاوه بر شهادت امام، «معنای شهادت» را نیز مصادره کند. خون سیدالشهدا(ع) روایت شد، تبیین شد، مطالبه آفرید و به یک حافظه تاریخی و نیروی اجتماعی تبدیل شد.
به همین دلیل عاشورا فقط به ما نمیآموزد که برای شهید سوگواری کنیم؛ به ما میآموزد چگونه نگذاریم دشمن از شهادت شهید به مقصود خود برسد.
آیا معتقد هستید خونخواهی باید از احساس عمومی به اراده عمومی برسد؟
خونخواهی نیازمند تبدیل شدن به یک فهم اجتماعی است. داغ رهبر شهید طبیعتاً یک عاطفه بزرگ عمومی ایجاد میکند، اما هنر جامعه ایمانی این است که این عاطفه را به معرفت و سپس به اراده تبدیل کند.
اگر خونخواهی فقط در سطح احساس باقی بماند، ممکن است با گذشت زمان کمرنگ شود؛ اما هنگامی که مردم بدانند چه اتفاقی افتاده، دشمن چه هدفی داشته و مسئولیت آنها در برابر این حادثه چیست، خونخواهی از یک هیجان مقطعی به یک کنش آگاهانه اجتماعی تبدیل میشود.
از اینجا نقش مسجد، هیئت، رسانه، دانشگاه، مدرسه، خانواده، بانوان و نوجوانان معنا پیدا میکند. هرکدام باید بتوانند این پرسش را به مسئلهای عمومی تبدیل کنند که «سهم من در ناتمام گذاشتن پروژه دشمن چیست؟»
به نظر شما اولین گام چیست؟
اگر دشمن از ترور به دنبال یأس بوده، تولید امید یک پاسخ است؛ اگر به دنبال تفرقه بوده، حفظ وحدت پاسخ است؛ اگر به دنبال توقف حرکت بوده، ادامه قدرتمندانه مسیر پاسخ است؛ اگر به دنبال فراموشی آرمانها بوده، تبیین و تحقق آن آرمانها پاسخ است و در کنار همه اینها، مطالبه مجازات آمران و عاملان جنایت نیز یک مطالبه روشن و مشروع باقی میماند.
شاید بتوان آیه ۱۴۴ آلعمران را از این منظر، آیه «مسئولیت امت پس از رهبر» دانست. قرآن نمیگذارد جامعه همه توجه خود را فقط معطوف به حادثهای کند که بر رهبر گذشته است؛ بلکه جامعه را مخاطب قرار میدهد و میپرسد اکنون شما چه میکنید؟
خونخواهی واقعی کجاست؟
خونخواهی واقعی آنجاست که دشمن پس از جنایت، وقتی نتیجه کار خود را محاسبه میکند، ببیند نهتنها نتوانسته یک ملت را به عقب برگرداند، بلکه خون شهید، آن ملت را برای ادامه راه منسجمتر، آگاهتر و مصممتر کرده است؛ و البته جنایت او نیز بدون مطالبه و پاسخ نمانده است.








دیدگاهتان را بنویسید